
قلم، خون، آب مي چكد
در خود مي تنم، تار و پود تنهايي را
و تو سطر سطر خونابي
قلم، خون، آب مي چكد
در جاده هزاران افسون
به ... روياهايم مي رسم
و چه آواز غريبي دارد دريا
جنگل از تلاطم دريا، گم!
تو سطر سطر خونابي
قلم، خون، آب مي چكد.
+
نوشته شده در پنجشنبه 20 دی1386ساعت توسط لی لی
|